خاطرات ما

سلام به همه دوستان عزیزم...

امیدوارم همه خوب و خوش باشید...

همه وبلاگاهاتون رو می خونم و شرمنده از این که کامنت نمیزارم...

من و همسری هم خوب هستیم و مشغول گذران کار و زندگی...

گفتم یه خبری از خودم بهتون بدم ... شاید شماها هم دوست داشتین از حال من با خبر باشین...

همگیتون رو دوست دارم و همیشه به یادتون هستم...

نوشته شده در شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ توسط مریسام نظرات () |

سلام به همه دوستای عزیزم و ممنون که همیشه به یادم هستین. باور کنید منم به یاد  همتون هستم و وب  همتون رو می خونم و اگه کامنت نمیزارم یا وقت ندارم یا تنبلی می کنم. به بزرگی خودتون منو ببخشید.

من و همسری هم در حال گذران زندگی هستیم که خلاصه میشه در کار و مهمونی و گردش و تفریح و خدا رو شکر همه چی خوب و روبراهه و زندگی بر وفق مرادمونه.

بچه ها کسی می دونه چرا وب آرام (خاطرات در گوشی من) باز نمیشه؟؟ آرام عزیز اگه به اینجا سرزدی بدون که دائم به وبت سر می زنم ولی نمی تونم وارد وبت بشم همه رو هم که رمزی می نویسی نمیشه حداقل از گوگل ریدر بخونم.

دست بوس همه دوستای خوب هستم.

نوشته شده در پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |

نام بازی : بازی وبلاگی پرواز با هزار تومنی !

داور : خداوندمحک

کمک دارو : وجدان خودتون

 

با یک هزار تومانی دو بال ساخته ام

و می خواهم با آنها تا خداوند پرواز کنم

کسی هست که در این پرواز یاریم کند ؟!

 

 

اسم بازی هست پرواز با هزار تومنی . این جمله رو که یادتون هست ؟! با هزار تومن چی کار میشه کرد ؟!

خیلی وقتا توی خیلی سایت ها این تبلیغ رو که مربوط به موسسه خیریه محکهست می بینیم اما شاید به دلایلی مختلفی مثل تنبلی در عضویت کوتاهی کردیم . این بازی یک تلنگر هست برای اون هایی که هنوز عضو نشدن که ضرف هفت روز آینده عضو بشن و اونایی که عضو هستن عیدی بچه های محک رو بدن .

ما حد اقل مبلغی رو برای بازی همون هزار تومن در نظر می گیریم اما اگر کسی بیشتر از هزار تومن هم هدیه کرد لطفا فقط بگه هزار تومن واریز کرده . نمی خوایم با افزایش مبلغ واریزی یکی از دوستان کار بقیه کم به نظر بیاد چون بزرگیه کار انسان ها رو فقط خدا تعیین میکنه و فقط اونه که می دونه کمک های ما به چه نیتی و در چه وضعیتی بوده .

اول تصمیم گرفتم از محک یه شناسه عضویت بگیرم و همه به اون حساب واریز کنیم یا اینکه هر کس شناسه عضویتش رو بفرسته برام . اما بعد شرمنده شدم از تصمیمم چون فقط خداونده که میتونه ارزش کار انسان ها رو مشخص کنه و از اون گذشته اینکه هر کس یه شناسه برای خودش داشته باشه بهتره تا همیشه بتونه لااقل ماهی یک بار با حداقل یه هزار تومنی تا خدا پرواز کنه .

داور رو خداوند قرار دادیم چون همیشه ناظر همه اعمال بنده ها هست و خودش میدونه کی در بازی شرکت کرده .

یک کار دیگه هم هست که شرکت کننده ها باید انجام بدن . باید به دوستاشون اطلاع بدن . که هر چه اشخاصی که با اطلاع شما وارد این زنجیره مهرورزی شدن بیشتر باشه امتیاز شما بیشتر میشه .

یادتون نره این یه مسابقه نیست یه بازیه که داورش خداوند و باید مطمئن باشید داور عادلیه و حتما پاداش این مهرورزیتونو میده .

شرایط بازی به اختصار :

1 . قرار دادن همین پست در وبلاگتان

2.  عضویت در موسسه محک ( عضویت در محک تلفنی هم انجام میشه ) (برای کسانی که عضو نیستند)

من برای سهولت شما لینک مستقیم درخواست عضویت رو در محک براتون گذاشتم ولی ثبت نام از طریق شماره تلفنش خیلی راحت تره که شمارش رو در همین صفحه ای که گذاشتم می بینید

تلفن مستقیم با درخواست عضویت محک :۰۲۱-  23540  ( لینک مستقیم عضویت در محک )

3 . واریز حد اقل هزار تومن به عنوان عیدی کودکان محک .( چنانچه در صورت تمایل بیشتر از هزار تومان هم هدیه کردید لطفا فقط هزار تومان بیان کنید) (در صورت تماس با همون شماره بالا برای انواع واریز راهنماییتون میکنن)

4 . اطلاع رسانی به لینک دوستان وبلاگی و آشنایان .کمک یادتون نره

5 . و همه این کار ها باید صرف 7 روز آینده انجام بشه .

 

یادتون نره این دوستای کوچولو منتظرن تا شما بازی

رو شروع کنید ....

 

 

 

از سایت خاطرات در گوشی من برداشتم.

 

پیشاپیش سال نو مبارک و بهترینها رو براتون آرزو می کنم

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |

سلام به همه دوستان عزیز و مهربونم. با اینکه خیلی وقته ننوشتم ولی همتون بهم لطف دارین و بهم سر میزنین. خیلی دوستون دارم.

راستش روز زن هم اومدم نوشتم ولی نمی دونم چرا نوشته هام پرید و منم دیگه ننوشتم شرمنده.

فصل بهار هم که داره دیگه بار و بندیل رو می بنده و جاش رو به فصل تابستون میده. خدا رو شکر که فصل بهار خوبی داشتم و بعد از سفرهایی که در عید داشتیم دو سفر یکی دو روزه به باغ همسری داشتیم و این تعطیلات خرداد رو هم با دوست همسری به ر*ا*مسر رفتیم و با اینکه خیلی شلوغ بود خیلی هم خوش گذشت. رفتنه که همه یاد گرفته بودن صبح قبل از طلوع آفتاب راه بیفتن با اینکه 4:30 صبح پنچشنبه راه افتادیم باز هم ترافیک بود و به خاطر اینکه برای برگشت در ترافیک گیر نکینم دوشنبه رو هم مرخصی گرفته بودم که ایندفعه همه یاد گرفته بودن دوشنبه برگردن و حسابی شلوغ بود.

دوستای خوب و عزیز حتماً اگه گذرتون به ر*ا*مسر افتاد ت ل ه کا بین ر*ا*مسر رو از دست ندین من بااینکه بار دومی بود که میرفتم ولی باز هم کلی کیف کردم.

راستی حتماً خیلی هاتون دوست دارین که بدونین برای نی نی دار شدن چیکار کردم. راستش دیگه رهاش کردم ببینم خودش به طرفم میاد!!!! اگرم نیومد، دیگه لابد صلاح نیست منم راضیم به رضای خدا.

اینم از فصلنامه نویسی من. آلاله جونم فقط به خاطر تو ...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |
نوشته شده در دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |

سلام دوستای خوب و عزیز و مهربون امیدوارم که تعطیلات به همه خوش گذشته باشه.

تعطیلات ما هم خدا رو شکر خیلی خوب بود و خیلی خوش گذشت. سال تحویل که تهران بودیم و روز اول عید هم خونه مادر شوشو و از روز دوم عید هم به اتفاق خانواده برادر شوهری رفتیم شمال و شنبه ششم برگشتیم تهران و دوباره یکشنبه عازم ر*ا*م*س*ر شدیم که بریم پیش مامانم اینها که از قبل عید رفته بودند اونجا. پنجشنبه یازدهم هم عازم تهران شدیم و از ترس اینکه تو ترافیک نمونیم زود راه افتادیم و ظهر نشده تهران بودیم. کمی استراحت کردیم و شب هم رفتیم عید دیدنی و جمعه هم به تمیزی خونه گذشت و عصری هم مادر شوهری اینها و دختر خالم اینها اومدند خونه مون عید دیدنی و سیزده بدر هم خونه مامانم بودیم و آش خوریدم و شبش هم با همسری رفتیم بیرون یک دوری زدیم و چون شهروند خوبی بودیم سبزمون رو در سطل آشغال انداختیم و به آب نسپردیم. و از چهاردهم هم که به قول روشن جون اومدم سر کار و روز از نو روزی از نو شروع شد.

نوشته شده در چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ توسط مریسام نظرات () |

دوستای خوب و عزیزم

سال نو مبارک. امیدوارم که سال خوبی پیش رو داشته باشید و تعطیلات خوش بگذره.

بعد از تعطیلات انشالله در خدمتتان خواهم بود.

همتون رو دوست دارم و بهترینها رو براتون آرزو می کنم.

نوشته شده در جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |

سلام بر دوستان عزیزم.

خوبین؟؟؟ خوشین؟؟؟ سلامتین؟؟؟

خوب خدا رو شکر دیگه ترسم ریخت از رانندگی و میشه گفت راننده شدم. از راهنمائی همه دوستان متشکرم.

دیگه از نیم کلاچ هم نمی ترسم و بدون دستی در سربالایی به راحتی نیم کلاچ میرم و ماشینم هم یک اپسیلون عقب نمیاد.

حالا یاد روزهای اول میوفتم خنده ام میگیره.

خدایا خودت مراقب همه راننده ها باش و از تصادفات جلوگیری کن آمین ... .

راستی A*D*S*L دار هم شدم و دارم کیف می کنم حسابی.

همگی موفق و موید باشید.

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ توسط مریسام نظرات () |

سلام سلام صد تا سلام خوبین؟؟؟ خوشین؟؟؟؟ سلامتین؟؟؟؟؟قلبلبخند

من تمرین رانندگی رو شروع کردم چند بار با همسری رفتم جاهای خلوت و دو ساعت هم رفتم آموزشگاه و من رو برد جاهای شلوغ ولی هنوز استرس و ترس دارم. حالا به نظرتون باز هم جاهای خلوت تمیرین کنم و کم کم بیام جاهای شلوغ یا باز هم با آموزشگاه برم جاهای شلوغ؟؟؟

ترسم هم در سربالایی هست که تو ترافیک بمونم برای نیم کلاچ. کسی لم خاصی برای نیم کلاچ بلده به من بگه که اصلاً ماشین عقب نره؟؟؟؟

پیشاپیش ممنون از راهنمائیتون.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ توسط مریسام نظرات () |

سلام به همه دوستای خوب و مهربونم قلب نمی دونم از محبت و لطفی که به من داشتین و دارین چی بگم؟؟ نمی دونم چطوری باید محبتهاتون رو جبران کنم که بعد از 6 ماه ننوشتن هنوز به یادم هستین و برام پیام میزارین. من به تک تکتون سر میزدم و گاه گداری کامنت هم میزاشتم و همیشه و همه جا به یاد همتون بودم و هستم.

خدا رو شکر زندگی من و همسری بر وفق مراده و طبق معمول در گذر. امسال خدا رو شکر تا الآن سال خوبی داشتیم و از زندگی نهایت لذت رو بردیم.

تو بهار و تابستون چهار پنج بار مسافرت به شمال داشتیم و حسابی تجدید روحیه و قوا داشتیم. یک پیشنهاد به دوستان عزیز دارم حتماً اگه گذرتون به رامسر افتاد تله کابین رامسر رو از دست ندین.

با استفاده از قانون جذب یکی از خواسته های امسالم اتفاق افتاد. امسال عزمم جزم شده بود که حتماً یک ماشین بگیرم و یک راننده حسابی بشم و دیگه برای جایی رفتن محتاج آژانس و ... نباشم. حالا ماشین رو گرفتم ولی هنوز راننده حسابی نشدم. خلاصه اگه تو کوچه خیابون یک راننده ناشی دیدین بهش فحش ندین شاید اون راننده بینوا من باشم.

من که از این قانون جذب خیلی استفاده کردم و خیلی نتیجه دیدم پس به همتون توصیه می کنم این قانون رو دست کم نگیرین.

در مورد نی نی هم ما همه تلاشهامون رو کردیم و فعلاً نتیجه نگرفتیم بنابراین دیگه سپردیم دست خدا و داریم از زندگی دو نفرمون کمال استفاده رو می کنیم.

دوستتون دارم یک عالمهلبخندماچ

نوشته شده در سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |