خاطرات ما

چهارده اردیبهشت تولد همسری بود و من فقط براش کیک گرفتم و بعد شام هم مامان اینها اومدن خونمون و یک تولد کوچولو براش گرفتیم و یک تی شرت هم کادو گرفت و منم چون خیلی سرم شلوغ بود و خسته قرار شد کادوی تولدش رو بعداً بگیرم.

همسری مهربانم امیدوارم سالهای سال زنده باشی و سایت بالای سرم باشه.قلبماچ

دیروز برای شروع سیکل I*U*I رفتم. خیلی دو دل بودم که این ماه برم یا ماه دیگه ولی دیگه دل رو به دریا زدم و رفتم و مامان هم با من اومد.

از امشب شروع قرص ک ل و م ی ف ن هر شب دو عدد به مدت 5 شب.

یکشنبه و دوشنبه و سه شنبه هفته دیگه، روزی یک آمپول H*M*G و چهارشنبه س و ن و گ ر ا ف ی.

تا ساعت 1:30 بیمارستان بودم و بعدش با مامان رفتیم ناهار خوردیم و بعدشم رفتیم برای خرید پرده و برای اتاق خوابها پرده گرفتم. یک مدل هم برای سالن پسندیدم ولی هنوز دو دلم که الآن بگیرم یا چند وقته دیگه. چون از پرده های قبلیم می تونم تو این خونه هم استفاده کنم.

پیام روز:

من ایمان دارم که از هر موقعیتی فقط قسمتهای خوبش نصیبم می‌شود. خدایا! به من بصیرتی بده تا هر عدم موفقیتی را پله‌ای برای صعود بعدی ببینم.

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |