خاطرات ما

شنبه صبح زود با همسری رفتیم و تا ساعت 1:30 بیمارستان بودیم. روز شلوغی بود و اکثراً نگران ولی خدا رو شکر روحیه ما خیلی بخوب ود و بدون استرس بودیم و اومدیم خونه ساعت 2:30 بود و مامانم زحمت کشیده بود و ناهار برامون آورد و خوردیم و منم استراحت کردم و یکشنبه هم استراحت کردم و نیومدم سرکار و مامانم نزاشت دست به سیاه و سفید بزنم. مامان جون دستت درد نکنه امیدوارم که تا دو هفته دیگه دلت شاد بشه و خستگی زحماتت رفع بشه.قلبماچبغل

شنبه هم یک آزمایش باید بدم، هیچ دارویی هم بهم نداد و دیگه منتظرم تا ببینم چی میشه. دیگه خدایا به امید خودت و هرچی صلاحمون هست برامون رقم بزن... .فرشته

پیام روز:

من اصول راز و قانون جذب را به نفع خودم اعمال می کنم. نه اینکه ناآگاهانه از آن به ضرر خودم استفاده کنم. می‌توانم بی هیچ تلاش و تقلایی آگاهانه زندگی رویایی‌ام را بیافرینم.

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط مریسام نظرات () |