خاطرات ما

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان خوب و عزیزم.قلببغل

من خوبم و سرم کماکان شلوغ.کلافه

زندگی هم در گذر است و روزها پشت سر هم می آید و می رود. اتفاق خاصی نیفتاده. اینقدر ننوشتم نمی دونم چی بنویسم.سوال

پنجشنبه یک مولودی رفتم خیلی باحال بود و خیلی پربار شاید باورتون نشه ولی اسم تکتکتون اومد تو ذهنم و برای همتون هم دعا کردم.

جمعه هم صبح به تمیز کاری گذشت و شب هم مهمون داشتم خانواده برادر همسری و خوش گذشت.

برای ادامه درمان هم تا 4 مهر که نوبت دکتر ا ق ص ی بشه فعلاً برای رفع دل دردهام پیش یک دکتر گیاهی رفتم و کلی بهم دارو و عرقیات گیاهی داده که انجام کارهای اونم خیلی وقتم رو میگیره. در صورت بهبود و نتیجه دلخواه حتماً بیشتر توضیح خواهم داد.

خوب دوستای گلم من برم به کارهام برسم. مطمئن باشید وبلاگ همتون رو می خونم اگه کامنت نمیزام به خاطر کمبود وقته.

پیام روز:

من با کسانی که از مسیر زندگی‌ام عبور می‌کنند، مهربان هستم. از این رو، در اطرافم هماهنگی ایجاد می‌کنم و مردم نیز در برابر مهربانی‌ام و اکنش مثبت نشان می‌دهند.

نوشته شده در شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ توسط مریسام نظرات () |