خاطرات ما

از جمعه بدجوری تو فکر هدی (شوق زندگی) بودم. چندین بار هم تو وبلاگش پیام گذاشته بودم ولی خبری ازش نبود. پیش خودم فکر کردم شاید خدایی نکرده استراحت مطلق شده و این آخر بارداریش به نت دسترسی نداره. به خودم می گفتم لابد قرار بود خونشون رو عوض کنن بی احتیاطی کرده و حالا استراحت مطلقه. می دونستم آلاله (لحظه‌های با تو بودن) شماره موبایلش رو داره. به آلاله اس ام اس دادم که از هدی خبر داری؟؟؟؟ گفت نه منم خیلی تو فکرشم و نزدیکه زایمانشم هست. به آلاله گفتم پس بهش اس ام اس بزن و یک حالی ازش بپرس و به منم خبر بده. دیروز صبح آلاله اس ام اس داد وبلاگ رو خوندی ؟؟؟ با اسن آیکون گریه. بند دلم پاره شد نفهمیدم چطوری کامپیوتر رو روشن کردم. بدترین فکری که کردم این بود که خدایی نکرده لابد هدی بارداری ناموفقی داشته .... اما وقتی وبلاگ آلاله رو خوندم انگار آب یخ ریختن رو سرم. گوشی هدی دست خواهرش بوده و گفته هدی و همسرش حدود دو ماه پیش در یک سانحه تصادف از دنیا رفتن. راراز  (یک فرشته خوشبخت) هم پیگیر شده بود و همین جواب رو گرفته بود.

حالا یعنی باور کنیم؟؟؟؟؟!!!!!! اصلاً میشه باور کرد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

هدی تو پست آخرش از بی خوابیهای بی دلیل همسرش نوشته بود!!!! یعنی همسرش نگران چیزی بوده؟؟؟ یعنی دلشوره داشته؟؟؟؟

هدی پایان پستش نوشته خدانگهدار... چرا؟؟؟؟؟

یعنی چه تصادفی بوده؟؟؟؟؟؟ شدید بوده؟؟؟؟ با ماشین بوده؟؟؟؟؟

یسنا دختر 6- 7 ماهه‌اش که فرصت نکرد اصلاً وارد این دنیا بشه‌؟؟؟؟؟؟ چی شد؟؟؟؟؟

خواهر باردارش چه جوری این مصیبت رو پذیرفته؟؟؟؟؟؟

هدی با همسرش پسر دایی دختر عمه بودن. دائیش برای پسرش ناراحت باشه یا خواهرزاده اش؟؟؟ یا نوه اش؟؟؟؟ مامان هدی چی؟؟؟؟؟؟

یعنی یسنا الآن در شکم هدی زیر خروارها خاک هستش؟؟؟؟؟

چرا سرنوشت بعضیها اینطوریه؟؟؟؟؟ خدایا حکمتت چیه؟؟؟

از دیروز تا امروز همه ذهنم سوال هستش و نمی دونم با این موضوع باید چجوری کنار بیام. دنیای مجازی هم وابستگی میاره شاید خیلی عمیق تر از دنیای واقعی.

کاش خواهرش ماجرای دقیق رو برامون می گفت.

نمی تونم بگم خدا بیامرزتشون. نمی تونم بگم خدا رحمتشون کنه. اصلاً باورم نمیشه.

خدایا یعنی میشه همه اینها دروغ باشه؟؟؟؟؟ هدی تو رو خدا بیا بگو دروغه.

امیدوارم که دروغ باشه ... یعنی باید به دوستای وبلاگیمون تسلیت بگم؟؟؟؟ زبونم نمی چرخه .... بگم براشون فاتحه بخونین؟؟؟؟ خدا ...

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ توسط مریسام نظرات () |