تصمیم جدید

پنجشنبه از صبح مشغول تمیزکاری شدم و برای ناهار رفتم خونه مامان اینها و عصری هم اومدم خونه و با همسری آماده شدیم و برای شام رفتیم خونه عمه ام. یکی از خاطرات قشنگ این روز برام بارون شدید و قشنگی بود که بارید. خدایا به خاطر برکاتت هزاران مرتبه شکر...فرشته

جمعه هم صبح تا بعد ازظهر به استراحت گذشت و عصر هم خونه دو تا از دختر خاله هام رفتیم عید دیدنی و شب هم فیلم د*لد*ا*د*ه رو دیدیم و سریال یوسف و خدا رو شکر آخر هفته خوبی داشتیم.

به اصرار بابا قراره اثاث کشی کنیم به طبقه پائینشون. راستش من خیلی راضی نبودم چون اعتقاد داشتم و دارم دوری و دوستی. اما بابا میگه من خونه رو به غریبه اجاره نمیدم و آرزوم هست که شماها بیایید اینجا بشینید اگرم نیایید این خونه همینطور خالی میمونه تا شاید یک وقت یک آشنایی باب میلم پیدا بشه و میگه چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه. کمی فکر کردم و دیدم الآن حدود ده سال از آشنایی خانواده من با همسری میگذره و هم همسری با خلق و خوی خانواده من آشناست و هم خانواده من با خلق و خوی همسری آشنا هستند. بنابراین فکر می کنم به امید و توکل به خدا خیلی به مشکل نخوریم. بنابراین با همسری تصمیم گرفتیم یک چند سالی رو هم به امید خدا این مدلی زندگی کنیم تا خونه خودمون رو تبدیل به احسن کنیم و قرار شد همین اجاره و پول پیش رو بابا ازمون قبول کنه هرچند که در مقابل خونه بابا خیلی کمه چون خونه 120 متر هست و با حیاط مستقل. تازه بابا میگفت اصلاً پول ندین و همینطوری بیایید بشینید که ما قبول نکردیم و به شرط قبول اجاره (هرچند که ناچیزهخجالت) پذیرفتیم. حالا هم منتظریم که صاحبخونه پول پیش ما رو بده و ما اثاث کشی کنیم. با اینکه صاحبخونه قبل از عید دل ما رو شکسته بود ولی الآن دلم براش میسوزه.  میترسم پس دادن پول ما براش سخت باشه. امیدوارم که به زودی زود یک مستاجر خوب و باب میلش پیدا کنه.

پدر و مادر عزیزم به خاطر این لطفتون ازتون متشکرمقلبماچ. امیدوارم که بتونیم تمام محبتهاتون رو جبران کنیم.

خداجون مامانم میگه: انشالله اومدین اینجا، نی نی هم بیاد و تو دیگه خیالتم راحت باشه از بابت نگهداری نی نی و سر کار رفتن. خدا جون حالا من و همسری هیچی. به خاطر دل مامانم آرزوش رو با صلاح خودت و دل خوش برآورده کن... آمین...فرشته

پیام روز:

انگشت من روی دکمه‌ی "احساس خوشحالی" قرار دارد. همین حالا آن را فشار می دهم. مهم نیست که در اطرافم چه رخ می دهد.

/ 30 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تي تي

سلام عزيزم اينو به فال نيك بگير..ايشالله قدم اين خونه براتون خوب باشه و نيني خوشگلتون اينجا قدم رنجه كنه...شايدم نيني منتظر بوده تا شرايطش كاملا فراهم شه بعد بياد كه حالا شده[بغل][قلب]

خانم جون

آفرین به این بابای گل خدا حفظش کنه که اینقدر گله[چشمک] الهی که خدا دل مامان جون رو هم شاد میکنه و دامن مریسام گل ما رو هم سبز میکنه و خدا یه نی نیه کپل و خوردنی و البته سالم بهشون هدیه میده[ماچ]

سنگ صبور

مریسام جان... من و همسرم هم مدتی در منزل پدرم زندگی کردیم و همه خیلی راضی بودیم. هیچ مشکلی حتی به اندازه سر سوزن هم پیش نیومد. مطمئنم که شما هم از این فرصت هم برای محکم کردن رابطه خودتون و هم جبران زحمات پدر و مادر استفاده می کنید. [ماچ]

شیرین

ایشالله این جابه جایی برات مثبت باشه و پر از خیر و برکت..

صبا

چه خوب[قلب]امیدوارم این جابجایی منوط به اتفاقات خیر و خوش تو زندگیتون باشه[گل]

نفس

مرسی مریسام جونم صبح یه پارچه بردارم اون کاری رو که گفتی انجام بدم خدا کنه پیدا بشه[شرمنده][رویا]

هاله

انشااله اين نقل و انتقال گشايشي بشه توي كارت و زمينه براي ورود ني ني آماده ميشه عزيزم انشااله سايه پدر و مادرت هم هميشه بالاي سرت باشه از روشنك خبري نشد؟ اگه باهاش صحبت كردي خيلي سلام من را بهش برسون[گل]

طنین

الهی قربونت برم حتما نی نی زود زود میاد و همونطور که میخوای میشه........خدا پدر و مادر نازنینت رو حفظ کنه براتون [گل] کمک خواستی برا اثاث کشی ما هستیم[ماچ][بغل]

آنیتا

ان شاالله که این سال سال خوبی براتون باشه .

صحبا

وای چقدر عالی که می ریین پیش مامان اینا.دلواپس نباش.به قول خودت بعد از 10 سال آشنایی اگر می خواست مشکلی پیش بیاد تا الان پیش اومده بود.خیلی خوبه آدم نزدیک خانواده اش باشه.انشاا... جمعتون با یه نینی کپلی جمعتر بشه[ماچ]