همسری تنبل و ویندوز ریزون

دیروز به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) بازار تعطیل بود و همسری جان نیز در خانه از صبح به استراحت و فیلم دیدن مشغول بودند. بعد از ظهر که از اداره به سمت خونه حرکت کردم پیش خودم گفتم خوب الآن که برم خونه همسری مهربون حتماً چایی یا نسکافه آماده کرده و شایدم یک عصرانه هم ترتیب داده باشهخیال باطل. ولی زهی خیال باطلخیال باطل رفتم دیدم نه از چایی خبریه نه از نسکافه و نه از عصرونهافسوس. بهش گفتم اقلاً خونه بودی یک چایی درست می کردی تا من بیام. گفتم ببین تا تو میای خونه همه چیز حاضره یاد بگیر مژهبعد می‌خنده میگه ساعت ۴ می‌خواستم چایی بزارم گفتم الآن زوده بعدشم یادم رفتنیشخند ولی دیگه خجالت کشید خجالتخودش رفت چایی درست کرد و دم کرد و آورد خوردیم و رفتیم خونه مامانم برای عرض تبریک و تولد بازیتشویقهورا.

عموی گرامی هم لپ تاپ دختر عموجان خراب شده بود آوردند که درستش کنم و مجبورم که دوباره ویندوز بریزم. بنابراین تا ساعت ۱ بامداد از سیستم backup گرفته از خود راضیو امروز هم از صبح مشغول دانلود Driver هستم تا شب مراسم ویندوز ریزون را برپا کنماز خود راضی.

با همسری هم اتمام حجت کردم که اگه اوایل خرداد زنگ بزنم و از دکتر محترم خبری نباشه دیگه به یک دکتر دیگه که خیلی تعریفشو می‌کنن و میگن حرف اول رو میزنه مراجعه خواهیم کرد و السلامبازنده.

/ 37 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دزي

قربونت برم ممنون[قلب] راستی به دکتری که اعتماد داری مراجعه کن[چشمک] امیدوارم که همه چیز خیر بشه[قلب]

نگين شيراز

سلام خانمی .. یادمه چند روز پیش خواسته بودید که تفالی به دیوان خواجه بزنم براتون ... از اونجا که دوست ندارم روی هیچکس رو زمین بندازم .. بخصوص نازنینی مثل شما رو ... امروز چشمامو بستم و به نیت شما دیوان خواجه رو باز کردم ... این غزل زیبا هدیه خواجه اهل راز به شماست : مطلع غزل اینه : دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن در آبد آرزویی در دل دارید اما برای دستیابی به آن ناامید و دلسردید ... ناامیدی را از خود دور کنید تا به مراد و مقصود برسید انشا الله ... خوشحالم از آشناییتون مریسام عزیز ... راستی ... اسم زیبایی دارید ..

صبا

من اومدم آپ رو خوندم كامنت نذاشتم !!!!؟ چقدر من عاشقم[نیشخند]شرمنده [خجالت] بابا استاد يه كم از مهارت و فن و فنونت رو قرض ميدي؟ مثلا معرفي يه مارك لپ تاپ خوب با قيمت مناسب ؟[نیشخند]

شیرین

تولد مامانت مبارک . اصولا از آقایون نباید زیاد انتظار داشت .اهل اینجور کارا نیستن .مگه نه؟

ماری

در مورد عصرونه هیچ نظر خاصی ندارم...[عینک] ولی بریم سراغ دکتر ..شاد یخیریه که دکترت رو عوض کنی[ماچ][ماچ]

هلن

سلااااااااام [خجالت] خوبی مریسام جون منم هلن هستم تازه وارد دنیای وبلاگ نویسی شدم خوشحال میشم به من هم سر بزنی حتما هاااااااااا منتظرتم راستی با تبادل لینک موافقی؟ اگه خواستی منو با اسم: ღஜ هلن عروووس هیتاسب ஜღ لینک کن تو هم بگو با چه اسمی لینکت کنم عزیزم[قلب] فعلا بابای بازم بر میگردم[گل] راستی ویندوز ریختن هم بعضی وقتها حوصله آدم رو سر میبره[چشمک]

شیوا

سلام! حتما برو پیش این دکتر جدید وقتی ازش تعریف زیاد شنیدی آخه دکتری که در دسترس نباشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برات دعا می کنم!

ندا

سلام سلام مريسام جون. به نظر من يه دکتر خوب برو.مثل اقصي .. [ماچ] از مراسم ويندوز چه خبر

مامان منتظر

آقایون غالبا همین طورند عزیزم به دل نگیر[نیشخند]