ادامه ماجرای پدرم

زنگ زدم به مامان و گفت اکو*مری پدرم انجام شد. کمی سخت بوده و گفت چشمهاش کاسه خونه آخه یک لوله باید از داخل دهان به مری میرفته و تحملش سخت بوده و کمی هم قفسه سینش درد میکنه.

دیروز رفتم بیمارستان به زور بغضم رو قورت دادم و بوسش کردم و بابام هم بغض داشت.

خدا جونم تحمل بابا رو زیاد کن اصلاً از این کارها خوشش نمیاد.

خدا جونم بغض منم کم کن بهم قوت بده جلوی بابا کم نیارم. آمین... .

/ 46 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

مریسام جون میدونم سخته هر چی باشه پدره ! اما محکم باش و قوی و به ایشون هم روحیه بدین ! منم چند سال قبل بابام این مراحل و رفت ... اکو و انژیو و ... اما عمل نشد یعنی دکترا گفتن عمل نشه بهتره ! الان چند سال گذشته خدا رو شکر تا حالا مشکلی نداشتن ... این موضوع به روحیه خیلی مربوطه ! ایشالله که به زودی خوب خوب میشن ! ما هم دعا میکنیم براشون !

ملي

سلام مريسام خانوم چه خبر ؟ بابا خوبن؟ نيستي

بیتا

خانومی به خدا توکل کن ما هم براشون دعا میکنیم. [گل]

آلاله

سلام مریسام جونم ... خوبی گلم ! بابا چطوره بهتر شد ؟؟!![قلب]

آلاله

اگه قابل باشم حتما برات دعامیکنم ! انشااله که بابا خوب بشن [قلب]

زهرا

مريسام جون كي پدرت عمل ميشن؟

لیلا

مریسام جون! چه خبر؟ بایی خوبه دیگه؟ من نگرانم عزیزم! بیا خبر بده! خبر خوب خوب بده عزیزم![لبخند]

روشن

مریسام جون جون جونم تروخدا آروم باش سعی کن بغض نداشته باشی باید قوی باشی میدونم خیلی خیلی سخته اما توکل به خدا دل آدم رو آروم میکنه ببخشید که من همش دیر میرسم بهت سربزنم تروخدا زود بیا از حال بابات بهمون خبربده من که همیشه سرنماز تو رو دعا میکردم حالا چند روزی میشه بابات هم بهش اضافه شده امیدورام که لایق باشم

اصلا نگران نباش . مامان من هم عمل قلب باز شدن. 5 ماه پیش. خیلی هم خطرناک بود. از تعویض رگ هم مشکل تر بود . تعویض دریچه . دیابت هم داشت . ولی خدارو ش ش ش شکر خوب شد . همه این آزملیش ها رو هم انجام داد. ما همه مردیم و زنده شدیم . بعد از عمل هم درد زیاده ولی خوب می شن مطمئن باش. سوره انعام نذر کن که بخونی . من گشت اتاق عمل nonstop همین سوره رو می خوندم . کدوم بیمارستان و پیش چه دکتری عمل می کنند؟

پست شنبه هفتم دی 1387 وبلاگم رو بخون.