آخر هفته خوب من

چهارشنبه بعد از اینکه از اداره رفتم خونه با مامانم رفتیم عیادت خانوم صاحبخونمون و شام هم رفتیم خونه مامان اینها.

پنجشنبه صبح با مامانم رفتیم برای تکمیل پرونده زمینهای 99 ساله که گفتند همسری هم باید باشه زنگ زدم و همسری هم خودش رو رسوند و بعد اتمام کار با مامانم رفتیم خرید و من یک تونیک جینگولی ورساچه خریدم و سبزی خوردن و اسفناج و برای همسری هم از این شیرینیهای کرمانشاهی که اسمش کاک هست هم خریدیم و اومدیم خونه و تا مامان ناهار رو آماده کنه منم سبزی خوردنها رو پاک کردم و ناهار خوردیم و اومدم خونه کمی استراحت کردم و بعدشم عصری شام خوراک بادمجان درست کردم و همسری اومد شام خوردیم و بستنی خوردیم و فیلم دیدیم و خوابیدیم.

جمعه صبح ساعت 9 همسری از خواب بیدارم کرد گفت پاشو می‌خوایم بریم دَدَر نیشخند منم که قصد داشتم خونه رو تمیز کنم که همسری گفت امروز رو بیخیال شو. بعد خوردن یک نیمرو مشتی آماده شدیم و بی هدف حرکت کردیم که سر از پارک نیاوران در آوردیم کمی در پارک قدم زدیم و نشستیم و به همسری پیشنهاد دادم ناهار بریم سوپر استار. که چشمتون روز بد نبینه با اینکه ساعت 3 بود ولی به قدری شلوغ بود که نگو و نپرس. بنابراین از خیر سوپر استار گذشتیم و رفتیم بوف و ناهار خوردیم و برگشتیم و با همسری تصمیم گرفتیم که دیگه جمعه‌ها برای گردش بیرون نریم چون واقعاً شلوغ بود و ترافیک و قرار شد وسط هفته رو برای گردش انتخاب کنیم. جمعه شب هم کمی استراحت کردیم و فیلم دیدیم و شام هم که دیگه نخوردیم به جاش بستنی خوردیم و خوابیدیم.

این هفته کلی وقت دکتر دارم. دوشنبه وقت دندانپزشکی و چهارشنبه هم از دکتر آ*زمو*ده وقت گرفتم.

/ 55 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

سلام عزيزم ايشالله كه از مطب دكتر راضي و خوشحال بيرون بياي.[ماچ][گل]

ری را

جالب بود . خدا رو شکر . ولی چقدر خوردید ها ... راستی چرا آزموده رو اینجوری می کنی مگه مشکل فیلترینگی داره ؟

هدی

همیشه به گردش و تفریح ... منتظر خبرهای خوبیم همچنان[گل]

حاج خانم

چرا دیگه پیش من نمیای؟[ناراحت][گریه]

نازبانو

کجایی عزیزم؟ چهارشنبه وقت دکتر داشتی چی شد؟

آزاده

کجائی عزیزم

آزاده

کجائی عزیزم

beatris_night

منم دندونپزشکی لازم شدم اما می ترسم خوش باشی خانومی همیشه

گلنوش

سلام خانومی جذاب مینویسی به خونه من هم بیا مایل هستی باهم تبادل لینک کنیم [سوال]