روزهای پربار

سلام دوستای خوب و مهربونم دلم برای همتون تنگ شده بود. عزاداریهاتون قبول. نذری خوردنها نوش جونتون.

دوشنبه بعد از ادراه رفتم خونه خواهر همسری و مامان و باباش هم اونجا بودند و همسری هم رفت کمک دوستش که روز تاسوعا نذری داشتند و شام هم نذری زرشک پلو با مرغ خوردیم و شب حدود 1 اومدیم خونه.

سه شنبه صبح زود من با بابام اینها رفتم بهشت زهرا و همسری هم رفت خونه دوستش برای پختن غذای نذری. بهشت زهرا خیلی سرد بود و خیلی هم خلوت بعدشم اومدیم خونه مامانم و عصر هم همسری اومد و غذاهای نذری هم به راه و خوردیم و اومدیم خونه و لالا.

چهارشنبه برادرم نذر داشت عدسی بپزه بنابراین دوباره صبح زود خونه مامانم اینها اومدیم و کمک کردیم و حدودای 11:30 عدسی رو پخش کردیم. سر ظهر عاشورا هم طبق قراری که با دوستای نی نی سایت داشتیم زیارت عاشورا رو خوندم و برای همه دعا کردم که همگی حاجت روا بشیم. آمین... بعدشم ناهار و استراحت شب هم با برادرم و مامانم رفتیم یک دوری تو خیابونها زدیم و همسری تنبل هم نیومد و بعدشم بازم شام نذری و لالا.

پنجشنبه صبح هم مشغول به شستشوی لباس شدم و بعداز ظهر هم قرار بود بریم خونه یکی از فامیلهامون جدیداً کلاسهای ریکی و مراقبه و هم سویی میره و خیلی تعریف میکرد و منم از روی کنجکاوی رفتم ببینم چجوریه که وسط کار هم همسری زنگ زد که پسر عمه جان با خانومش و بچش اومدن خونمون بنابراین نصف کاره بلند شدم و  اومدم تا جایی که من بودم یک مدیتیشن انجام داد و یک سری افراد تجربیاتشون رو از وقتی به این کلاس اومدن رو گفتند و برام جالب بود که خیلی هم به ائمه و امامان هم معتقد بودند. کسی در این موردها تجربه ای داره؟؟؟خلاصه پسرعمه جان اینها شام هم موندند و خوش گذشت.

جمعه هم کلی با همسری تمیزکاری کردیم بعدشم همسری با برادرم مشغول سیم کشی یک خط تلفن شدند برای خونه مامانم اینها و خلاصه ناهرا رو شام هم خونه مامان اینها بودیم.

نمی دونم چرا بابام هم کمی قلبش درد گرفته و زیر بار هم نمیره برای عمل. خیلی نگرانشم و دلم خیلی شور میزنه خیلی دیشب باهاش حرف زدیم که راضی شه و عمل کنه. خدایا خودت نگهدار پدرم باش.

/ 36 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نبات خانومی

ایشالا که بابات چیزیش نیست عزیزم. اما خوب پیگیری و دکتر رفتن حتما لازمه که خیال شماها هم راحت شه. ایشالا تو هم حاجتتو میگیری عزیزم. راستی کاش بیشتر از مدیتیشن و اینا بنویسی[عینک]من دوس دارم

بیتا

خانومی نگران بابات نباش انشاءالله با یه عمل ساده خوب میشه. الان دیگه انجام این عملها خیلی پیشرفت کرده و درصد موفقیتهاشون خیلی بالا رفته. [قلب]

لیلا

مریسام جون! نذریهاتون قبول! زیارت عاشوراتونم قبول! ایشالله حاجت روا بشید! برادرت و زن برادرت الان چیکار میکنن؟ آشتی کردن! فضولم من؟

لیلا

من یه دوره کلای مدیتیشن (تی ام) رو رفتم! همونکنه مانترا داره! عالی بود! من کلاس دکتر ممتاری رو میرفتم تو شریعتی! اگه خواستی بهم بگو! اونجا هم میشستن و از دور هم از تجربیاتشون میگفتن! کلاس خوبیه! 4-5 جلسه اجباری باید بری و دیگه خدت میتونی تو خونه و ماشین و همه جا انجام بدی! ولی بهتره کلاسهای جمعیشونم که رایگانه بری! توصیه میکنم بری! شاید یه پست کامل در موردش گذاشتم!

صحرا

خصوصی داری

روشن

مریسام عزیزم عزارداریهای تو هم قبول باشه امیدوارم همه حاجتشون روبگیرند این روزها بازار نذری و لالا داغ داغ بوده ها [زبان]امیدورام که قلب درد پدرت زودتر خوب بشه و یه جوری راضیش کنید که مداوا کنه به امید خدا

مهر بانو

نذری ها قبول این غذای نذری عجیب میچسبه به آدم پدرت هم ایشالا حالشون خوب میشه [ماچ]

ساناز

سلام مریسام جونم خوبی؟؟؟ عزیزم من هم در موردی رکی چیزایی شنیدم..خیلی دلم می خواست بیشتر می دونستم... ایشالا بابا هم زودتر قوبول کنه..اتفاقی نمی افته نگران نباش عزیزم..ولی بگین دکترش باهاش صحبت کنه گلم...

زهرا

امیدوارم حاجتت برآورده بشه